علیسجاد ناصری در سال ۱۳۷۶ در شهر هرات در خانوادهای به دنیا آمد که زرگری بخشی از هویت آن بود. پدرش با دستان هنرمند خود طلا میساخت و همین فضای صمیمی و صادقانه، از کودکی در وجود علیسجاد ریشه دواند.
او کودکی ساده اما پُرمعنا داشت. صبحها به مکتب میرفت و بعدازظهرها در دکان پدر، دنیای طلا را میآموخت. همانجا فهمید که ارزش هر چیز با زحمت و دقت ساخته میشود. برای او زرگری فقط یک شغل نبود، بلکه درسی از صبر، دقت و اصالت بود.
تحصیلاتش را در هرات ادامه داد و در کنار درس، بیشتر از هر چیز از خانواده و تجربههای زندگی آموخت. او به این باور رسید که انسان را انتخابهایش میسازد، نه فقط شرایطش. همین نگاه باعث شد از همان جوانی روی پای خود بایستد و مسیرش را آگاهانه انتخاب کند.
ورود او به زرگری ادامه یک میراث خانوادگی بود. از کودکی وارد این حرفه شد و هنوز هم خود را در حال یادگیری میداند. به جواهرشناسی، سنگشناسی و شناخت عتیقهها علاقه دارد و باور دارد این مسیر پایانی ندارد.
در مسیر کار، با چالشهای بازار طلا روبهرو شد؛ بازاری که با کوچکترین تغییرات جهانی دچار نوسان میشود. اما او یاد گرفت که صبر، دقت و آگاهی از بازار، کلید دوام در این حرفه است.
با وجود تمام تجربهها، هنوز خود را «موفق» نمیداند. از نظر او، موفقیت زمانی است که بتواند به مردم خدمت کند و اعتماد بسازد، نه فقط سود به دست آورد. او صداقت، احترام و اخلاق را مهمترین سرمایه یک انسان میداند.
نگاهش به آینده باز و جستوجوگر است. در کنار زرگری، به دنبال فرصتهای جدید نیز هست، اما اصل ثابت زندگیاش حفظ ارزشهاست. باور دارد که موفقیت یک مقصد نیست، بلکه یک مسیر است؛ مسیری که با حرکت، یادگیری و درستکاری معنا پیدا میکند.
پیام او به جوانان ساده اما عمیق است:
از کوچک شروع کنید، یاد بگیرید، صبور باشید و هیچگاه صداقت را فدای سود نکنید.
داستان زندگی علیسجاد ناصری، روایت جوانی است که از دل یک دکان کوچک، با تکیه بر اصالت، تلاش و اخلاق، قدم در مسیری گذاشته که پایانش رشد، اعتماد و انسانیت است.